در توسینسو تدریس کنید

و

با دانش خود درآمد کسب کنید

تاریخچه بازی سایلنت هیل - قسمت اول - بخش یک

الان به بازی "سایلنت هیل" (Silent Hill) بیشتر علاقه مند شدم تا سال 2003 که تازه منتشرش کرده بودند چون الان میدونم فلسفه بازی و خیلی از چیزهایی که در این بازی دیده میشه بسیار فراتر از ظاهر بازی هست. سمبل ها ، کاراکترها و حتی نقش و نگارهایی که روی دیوارها دیده میشه نتیجه مدتها تفکر افراد هوشمند کمپانی کونامی  (Konami)بوده  و امروز میخوام علاوه بر این داستانهای مستتر در بازی راجع به خود بازی و پایانهای مختلف اون براتون توضیح بدم  تا شما هم متوجه شوید چرا با اینکه بازیهایی مثل رزیدنت ایوِل  (Resident Evil) با اینکه خیلی پیشکسوت بودند نتوانستند جای سایلنت هیل را برای دنبال کنندگانش پر کنند.

nothing

همانطور که میدانید بازی سایلنت هیل یک رقابت بین کمپانی کونامی و کمپانی کَپکام (Capcom) بود یا به قول خودمون "کل کل" بود زیرا ژاپنی ها در همه چیز دوست دارند پیشرو باشند و به همین خاطر کونامی تصمیم گرفت برند وحشت خودش را بسازد. این رقابت در ابتدا خیلی خنده دار بنظر می رسید زیرا در حالی که بازی رزیدنت ایول در 1996 به بازار آمده بود و در حالی که این بازی پرفروش و پرطرفدار داشت نسخه دومش را آماده می کرد ، بازی سایلنت هیل تازه می خواست متولد شود. نام پروژه این بازی ترسناک در کونامی سایلنت هیل گذاشته شد و تیم خاصی که به آنها "تیم سایلنت" (Team Silent) گفته می شد . سناریوی چهار بازی تحت نظارت این گروه خلق شد و پروژه اولین بازی آنها در 1996 شروع شد ولی تا 1997 به ساخت نرسید و این زمانی بود که رزیدنت ایول دو نسخه از بازی اش را ارائه کرده بود و آماده ارائه سومین نسخه میشد.

همانطور که میدانید بازی سایلنت هیل یک رقابت بین کمپانی کونامی و کمپانی کَپکام (Capcom) بود یا به قول خودمون "کل کل" بود زیرا ژاپنی ها در همه چیز دوست دارند پیشرو باشند و به همین خاطر کونامی تصمیم گرفت برند وحشت خودش را بسازد. این رقابت در ابتدا خیلی خنده دار بنظر می رسید زیرا در حالی که بازی رزیدنت ایول در 1996 به بازار آمده بود و در حالی که این بازی پرفروش و پرطرفدار داشت نسخه دومش را آماده می کرد ، بازی سایلنت هیل تازه می خواست متولد شود. نام پروژه این بازی ترسناک در کونامی سایلنت هیل گذاشته شد و تیم خاصی که به آنها "تیم سایلنت" (Team Silent) گفته می شد . سناریوی چهار بازی تحت نظارت این گروه خلق شد و پروژه اولین بازی آنها در 1996 شروع شد ولی تا 1997 به ساخت نرسید و این زمانی بود که رزیدنت ایول دو نسخه از بازی اش را ارائه کرده بود و آماده ارائه سومین نسخه میشد.

در این بین کونامی ریسک دیگری هم کرد و دست به یک ساختار شکنی زد به این شکل که در این بازی ، بازی به بازکنها نمی گفت که ماجرا چیست و بازیکنها بر اساس شواهد باید حقیقت بازی و داستانش را بر اساس تفکر خودشان "برداشت می کردند" . مطمئنم که بعد از اینکه در ادامه بخوانید فلسفه هر قسمت چه بوده ، متعجب می شوید ... شاید مثل من دوباره بازی را بازی کنید ... منو یاد وبسایت توسینسو دات کام مینداره که با تغیر قالب و تنوع کاربریش ، دست به ریسکی زد که همه گفتند شکست میخوره ولی موفقیت خیلی خوبی پیدا کرد.

هیولاها و موجودات این بازی قرار نیست شما را بترسانند ، آنها فقط به جو تیره و تار فضا کمک می کنند و در حقیقت بجای از جا پریدن ها (Jump scares اصطلاحی در ژانر ترس است که به قسمتهایی گفته می شود که با تغیر صدا و تصویر ، بیننده از ترس از جایش می پرد) شما در یک ترس دائمی هستید. در 1998 در نمایشگاه بازیها ، ویدیویی از پروژه سایلنت هیل در کنار بازی   Metal Gear Solid   ارائه شد که با استقبال گرمی روبرو شد و این باعث شد کونامی بودجه این پروژه را افزایش دهد.

nothing

پیش از آنکه به داستان بازی بپردازیم بهتر است راجع به کاراکتر اصلی این بازی نگاهی بیندازیم :

" شهر سایلنت هیل"

nothing

شاید بر اساس چیزی که در بازی دیده اید نتوانید بگویید آیا این شهر در واقعیت بوده یا خیر اما بر اساس مکانها و نقشه شهر می توان آن را به جایی با همین نام در دنیای واقع مطابقت داد. مکانی در آمریکای شمالی وجود داشت که مدتها پیش ، سرخ پوستان در آن ساکن بودند و نام آن مکان سایلنت اسپیریتس Silent spirits)  یا ارواح بی صدا) بود و این سرزمین به داشتن خصلتهای عجیب و غریب مشهور بود و سرخپوستها این سرزمین را مانند معبد پرستش می کردند. زمانی که انگلیسها برای ایجاد مستعمره به آنجا حمله کردند و سرخپوستان را بیرون کردند در آنجا شهری بنا شد به نام سایلت هیل .

nothing nothing

سایلنت هیل بعدها شاهد اتفاقات مرموز و عجیب زیادی بود که راجع به آنها هم خلاصه ای خواهم گفت اما چوی میدونم طرفدارهای بازی الان دارن میگن "برو سر اصل مطلب ! چرا اینجا نوشته سایلنت هیل قدیم ؟!" این مطلب رو همینجا میگم که با توجه به نقشه بازی که در عکس زیر می بینید.

nothing

این مکانی است که سایلنت هیل در آنجا بنا شده بود (بالای دریاچه تالوکا یا Toluca lake) . مدتی بعد به علت شیوع یک بیماری طاعون ، عده زیادی جانشان را از دست دادند و افراد سالم به منطقه ای دورتر از آن جا یعنی در جنوب دریاچه تالوکا و در جایی که الان سایلنت هیل نام گرفته برده شدند (عکس پایین) و منطقه سایلنت هیل اولیه از آن به بعد به سایلنت هیل قدیم (Old Silent Hill) شناخته شد و بیمارستانی که در بازی می بینید هم بیمارستانی است بنام بروک هِیوِن (Brook havon) که برای این بیماران ساخته شد تا روزهای آخرشان را آنجا سپری کنند و بعدها تبدیل به یک آسایشگاه شد.

nothing

بجز اینها شما موارد مشابه دیگری را هم می توانید با نقشه سایلنت هیل مطابقت دهید منجمله زندانی که در زمان جنگ در این منطقه ساخته شد (شمال غرب سایلنت هیل) و پارک روزواتر(RoseWater) که در شمال سایلنت هیل واقع است و در عکس بالا و در شمال قسمت پارکینگ قرار دارد و در بازی فضای کاملا مشابه آن بازسازی شده و حتی مجسمه یادبود یکی از قهرمانان جنگ هم در آن دیده می شود.

nothing nothing

اکنون سایلنت هیل بازسازی شده و آماده پذیرایی از مهمانان شده بود و در سمت راست سایلنت هیل قدیم قرار داشت که در نسخه های بعدی بازی می توانید بیمارستان جدید آن و اداره پلیس و غیره را در آن بیابید .

nothing

خب حتما می گویید خب پس اتفاق خاص و ترسناکی اینجا رخ نداده فقط بیماری طاعون بوده ؟ خیر !در سال 1900 عده زیادی از شهروندان ناپدید شدند و بعد شهردار به طرز مرموزی کشته شد و بعد کارکنان شهرداری یکی پس از دیگری کشته شدند و خیلی ها معتقد بودند فرقه ای بنام The Order  مسئول آن بودند ولی اکثر مردم این وفاقیع را منوط به نیروهایی مرموز می دانستند. در سال 1928 ، یک کشتی بخار بنام Little Baroness با تمام مسافرانش در قسمت جنوبی سایلنت هیل ناپدید شد ! در 1939 هم اتفاقات شوم دیگری در منطقه رخ داد که باعث بدنامی منطقه شد. در 1963 هم بسیاری از شهروندان سایلنت هیل در زمان کمی جان خود را از دست دادند و خلاصه این منطقه به منطقه ای هراسناک شهرت یافت.

nothing

-------------------

• داستان بازی اول

ماجرایی که شما در بازی شروع می کنید در 1983 شروع می شود. هری میسُن سی و دو ساله که یک نویسنده است به همراه دخترش هشت ساله اش شِرُل در مسیر سایلنت هیل در حرکت است. در این مسیر با زن پلیس موتورسواری  به نام سیبِل بَنِت آشنا می شود  که برای حل یک پرونده مواد مخدر دارد به سایلنت می رود ولی هیچیک از آنها به مقصد نمی رسند .

nothing

شما در طی مسیر موتور سیکلت سیبل را می بینید که در کنار جاده افتاده ولی اثری از خودش نیست. هری در حالیکه حواسش به موتور سیکلت است نمی بیند که دختر کوچکی دارد به وسط جاده می آید و زمانی که متوجه می شود برای تصادف نکردن با او از جاده منحرف می شود و به دره می افتد و بیهوش می شود. بعد از به هوش آمدن متوجه می شود دخترش در ماشین نیست ولی او را می بیند که به سمتی دیگر حرکت می کند و در مه محو می شود. در تعقیب دخترش به یک خیابان تاریک که همه چیز کهنه و زنگ زده است می رسد و صحنه های بدی در آن دیده می شود مانند اجساد ، خون و از اینجا شما در فضای وحشت بازی قرار می گیرید. هری این تصاویر و بعد از دیدن مردی که یه سیمهای خاردار آویزان شده است مورد حمله موجوداتی قرار می گیرد و کشته می شود. کمی بعد هری روی نیمکت کافه ای به هوش می یابد و سیبل را می بیند که منتظر به هوش آمدنش بوده. بعد از مکالمه ای با سیبل هری دوباره به شهر می رود تا دخترش را پیدا کند (حالا او اسلحه ای را که گرفته به همراه دارد) و شهر پر است از موجودات وحشتناک و عجیب و غریب...

شما کم کم متوجه می شوید که این شهر دو دنیای موازی دارد ، یکی آن چیزی که از یک شهر عادی می پندارید و یکی نسخه تاریک آن که وقتی داخل ساختمانها هستید آن را می بینید و موجودات خاص هر بخش در این نسخه به سراغتان می آیند.

دوستانی که این بازی را طی کرده اند می دانند که وجود مه در این شهر به فضای مخوف و اسرارآمیز اون تاثیر بیشتری میدهد ولی جالب است بدانید که این مه که بعد ها یکی از عناصر بازیهای سایلنت هیل شد بخاطر ایجاد ترس نبود و تنها دلیل آن کاهش سخت افزار مورد نیاز برای بازی با توجه به امکانات آن تاریخ بود. سایلنت هیل از مدل سه بعدی استفاده کرده بود و باید بدانید حتی بازیهایی مثل رزیدنت ایول هم فضای سه بعدی نداشتند و در حقیقت تمام بخشهایی که می دیدید با پس زمینه های دو بعدی مدلسازی شده بود و تنها کاراکترها و اشیایی که می توانستید تغیرشان بدهید و آن هم بعضی از آنها بصورت مدل سه بعدی شبیه سازی شده بودند.

چون یک سری وقایع در پایان این بازی نقش دارند ناچارم راجع به آنها هم توضیح بدهم. یکی از آنها پیرزنی است بنام دالیا گِلِسبی که در کلیسا می بینید و یک سری حرفهایی می زند که بیشتر از آنکه به مسیحیت نزدیک باشد به فرقه های متفرقه شبیه است. او یک سنگ باستانی را به شما می دهد و می گوید به بیمارستان بروی و بعد شما را تنها می گذارد.

nothing

در بیمارستان ، شخصیت دیگری می بینید بنام دکتر مایکل کافمَن که او هم می گوید هیچ ایده ای از وقایعی که در شهر رخ داده و چرایی آن نداردو بعد از مکالمه کوتاهی ، تنهایتان می گذارد.

nothing

در جستجو در بیمارستان ، پرستاری را پیدا می کنید بنام لیزا گارلاند که همانطور که حدس زدید او هم هیچ چیزی راجع به شهر واینکه چرا اینطور شده نمی داند !

nothing

در این دیدار شما سردرد شدیدی می گیرید و بیهوش می شوید و بعد دوباره پیرزنه را می بینید که می گوید "بزودی نیروی تاریکی ، شهر را می گیرد و فقط شما می توانید جلویش را بگیرید" (اصن لامصب توی همه بازیها همینطورم ! همه بازیها بهم همینو میگن ! یاد بگیرین! ) و همراه آدرس ورودی مخفی کلیسا به شما کلید آن را هم می دهد که مثل ععمو زنجیر باف که معلوم نیست مشکلش چی بوده که زنجیر ما رو پشت کوه مینداخت این پیرزنه هم معلوم نیست چرا همون اول کلید رو نداده بود! به هرجهت به آنجا می رویم بلکه سرنخی از دخترمان بدست آوریم.

در این بین سر از دبستانی در می آوریم و سیبل را می بینیم که راه خروج از شهر را پیدا کرده ولی خب میخواهیم دخترمان را پیدا کنیم و سیبل هم می گوید شرل را دیده است ولی می گوید دنبالش به داخل بن بستی دویده و آنجا شرل ناپدید شد.

بعد از پیدا کردن جایی که پیرزن گفته بود ، دوباره خود را در نسخه تاریک شهر می یابید و دوباره لیزا را می بینید و این بار فرصت می شود تا اطلاعات بیشتری به شما بدهد منجمله اینکه دختر دالیا چند سال پیش مرده است و کمی بعد یک فرقه معروف شیطان پرست به شهر آمده بودند که به جادوی سیاه اعتقاد داشتند.

چند صحنه بعد از این ، جایی بود که خیلی از افراد ، این بازی را رها می کردند. مسیر فاضلابی که نه نقشه ای داشتید و نه پیدا کردن مسیر به این راحتی ها بود و موجودات خطرناک زیادی هم داشت. ولی خب آنهایی که مثل من خیلی سرسخت بودند و راه خروج را پیدا می کردند به صحنه ای می رسیدند که دکتر کافمن با یکی از موجودات شهر گلاویز بودو عکس العمل شما در این صحنه منجر به یکی از پایانهای بازی از میان چند پایان آن می شود (فکر می کنید چندتا پایان داره ؟ صبور باشید می رسیم...) نجات دادن یا نجات ندادن ، مساله اینست.

nothing

بعد از این صحنه شما کیف پول کافمن را می یابید ، کلیدی در اون هست که با آن به جایی می روید و  پس از رفتن به جاهای مختلف اسنادی پیدا می کنید دال بر اینکه که کافمن مسئول توزیع مواد مخدر در شهر است. بین کشفیاتتان به شیشه قرمز رنگی می رسید که بعدها در ادامه بازی متوجه می شوید چیست ولی در این صحنه کافمن سر می رسد و شیشه را می گیرد و می رود...

nothing

در ادامه بازی ، صحنه دیگری هست که در پایان بازی موثر است. در پشت بام یکی از ساختمانها شما سیبل را می یابید که مانند زامبیها شده و حالا می توانید او را بکشید و یا اگر موفق شده اید شیشه قرمز دیگری را پیدا کنید یعنی شیشه ای مانند همان شیشه ای که کافمن از شما گرفته بوده ، می توانید آن را به سیبل بپاشید تا او درمان شود (احتمالا بخاطر پیشگیری از مصادیق مجرمانه در بازیشون بجای در آغوش گرفتن و خوراندن محلول توسط مرد غریبه ، به شیوه گرد افشانی متوسل شدند)

nothing

در ادامه بازی ، صحنه دیگری هست که در پایان بازی موثر است. در پشت بام یکی از ساختمانها شما سیبل را می یابید که مانند زامبیها شده و حالا می توانید او را بکشید و یا اگر موفق شده اید شیشه قرمز دیگری را پیدا کنید یعنی شیشه ای مانند همان شیشه ای که کافمن از شما گرفته بوده ، می توانید آن را به سیبل بپاشید تا او درمان شود (احتمالا بخاطر پیشگیری از مصادیق مجرمانه در بازیشون بجای در آغوش گرفتن و خوراندن محلول توسط مرد غریبه ، به شیوه گرد افشانی متوسل شدند)

nothing

سروکله پیرزنه پیدا میشه و معلوم میشه این دختر که نامش آلِسا بوده ، دختر دالیا است ! همان که تصور میشده سالها پیش مرده است. هری وسیله ای بوده تا قدرت دخترک را از او بگیرد تا دالیا بتواندد نیات شیطانی اش را انجام دهد و با انجام مراسمی شیطانی ، شیطانی را ظاهر کند که البته ما هنوز این را نمیدانیم چون بعد از آمدن دالیا و فهمیدن اینکه آلیسا دختر اوست ما در نسخه دیگر شهر و در بیمارستان ظاهر می شویم و در آنجا لیزا را می بینیم که فهمیده او هم به زودی مانند بقیه پرستاران بیمارستان ، آلوده می شود و به یکی از آن موجودات بدل می شود... خیلی صحنه دلخراشی بود. هری هم که طاقت دیدن این صحنه را ندارد و دل کشتن لیزا را ندارد او را در اتاق حبس می کند و می رود.

حال شما در دفترخاطرات لیزا می خوانید که لیزا از موضوع کافمن خبردار می شود و کافمن با تزریق مواد مخدر به او ، او را معتاد می کند تا بخاطر نیازش به مواد نتواند رازش را برملا کند.

بعد از حل چند پازل به پایان بازی می رسید و داستان واضح می شود :

دالیا سردسته آن گروه معروف بوده و می خواسته اند آینی شیطانی را انجام دهند و برای این منظور باید از آلسا استفاده می کردند. آلسا از کودکی قدرتهای ماورایی داشت و همین او را مناسب این مراسم کرده بود. دالیا دخترش را در هفت سالگی قربانی این مراسم می کند و وانمود می کند که دخترش در صانحه آتشسوزی مرده است ولی آلسا زنده مانده بود. زنده ولی با سوختگی شدید. روح آلسا به دو قسمت تقسیم می شود یکی همان بدنی که با سوختگی شدید بود و دیگری در قالب یک بچه پدیدار می شود یعنی همان بچه ای که هری و همسرش پیدا کرده بودند.

حالا بعد از هفت سال ، نیمه دیگر روح آلسا برگشته به شهر و مراسم می تواند ادامه پیدا کند .

nothing

در قسمت بعدی ، پایانهای مختلف سایلنت هیل یک و چگونگی رسیدن به آنها را بررسی می کنیم و در قسمتهای بعدی نسخه های بعدی بازی را بررسی می کنیم. امیدوارم مورد پسند عزیزان واقع شود . ممنون از توجهتان :)

عنوان
1 تاریخچه بازی سایلنت هیل - قسمت اول - بخش یک رایگان
2 تاریخچه بازی سایلنت هیل - قسمت اول - بخش دو رایگان
3 تاریخچه بازی سایلنت هیل - قسمت دوم - بخش یک رایگان
4 تاریخچه بازی سایلنت هیل - قسمت دوم - بخش دو رایگان
زمان و قیمت کل 0″ 0
0 نظر

هیچ نظری ارسال نشده است! اولین نظر برای این مطلب را شما ارسال کنید...

نظر شما
برای ارسال نظر باید وارد شوید.
از سرتاسر توسینسو
تنظیمات حریم خصوصی
تائید صرفنظر
×

تو می تونی بهترین نتیجه رو تضمینی با بهترین های ایران بدست بیاری ، پس مقایسه کن و بعد خرید کن : فقط توی جشنواره پاییزه می تونی امروز ارزونتر از فردا خرید کنی ....